فکر میکنم به همان دام گرفتارشدهام که بسیاری از کارآفرینان در ابتدا به آن دچار میشوند. آنها یاد میگیرند تا پیشگام شوند و محصولاتشان را به فروش برسانند اما به علت موفقیتی که کسب میکنند مشتریان بهدستآمده را فراموش میکنند و بر یافتن مشتری جدید تمرکز میکنند.
فروش بیشتر را نصیب خود کنید.
خوششانس بودم که سؤالی پرسیدم که راه جدیدی برای ارائه لیوان دوم به مشتریان ام گشود.
یک وبسایت که عضو هم قبول میکند مدیریت میکند که تقریباً ۸۰۰ عضو دارد و باید هرماه مبلغی را برای حق عضویت به من پرداخت کنند.
ماهها تلاش کردم که اعضای جدید به این ۸۰۰ نفر اضافه کنم. اما یک روز از خودم سؤال پرسیدم پیامی فرستادهام و از اعضا پرسیدم آیا میخواهند هزار دلار به من پرداخت کنند و من به آنها بگویم چگونه میتوانند از عضویتشان مزیتهای بیشتری بهره ببرند. ۲۸ هزار دلار روی میز! چطورر؟
چون یک نامه فروش گونه ننوشتم یک گزینه سفارش ایجاد نکردنم و حتی سعی نکردم این ایده را به فروش برسانم.
اما ، درواقع انتظار پاسخ چندانی نداشتم. این پیام را ازاینرو در سایت گذاشتم که ببینم آیا آنها از من میخواهند این کار را انجام دهم و نه بهعنوان کاری که میخواهم انجام دهم.
اولین روز پسازاینکه این سؤال را در سایت گذاشتم ، ۱۰ ها پیام از این افراد به من رسید که از من میخواستند که به کجا باید این پول را برایم ارسال کنند، چون این پیام راه پرداخت را نگفته بود، در یک هفته ۲۸ نفر برای این کار برایم پول ارسال کردند.
از این اتفاق، شگفتزده شدم. از این کار ۲۸ هزار دلار درآمد کسب کردم، آنهم تنها با یک سؤال.
از آن زمان این مدل را برای بسیاری از خدمات و محصولات ارائه دادم. با این کار تلاش و تمرکزم از به دست آوردن مشتریان جدید، به زمان گذاشتن به اطلاعات و نیازهای مشتریان حاضر اختصاصیافته است.
با این کار امروز پول بیشتری به دست میآورم و زمانی کمتری برای انجام آنها صرف میکنم.
برگرفته از کتاب: فرمول جادویی